Come back home …
یه ماه و
نیم بود نیومده بودم مشهد . دلم دیگه برای مامانم و بابام و مهدی و بر و بچز, پر
می زد . تولد مهدی بهانه خوبی شد واسه اینکه برگردم خونه .
توی قطار
با 2 تا دختر فوتبالیست از تیم راه آهن
تهران هم سفر بودم که هر دو مشهدی بودند . دو تا دختر 18 , 19 ساله که به نظر فوق
العاده می رسیدن . عکسا و مدالاشون رو که دیدم دهنم باز موند . بچه ها با یه مانتو
نسبتا بلند و شلوار و جورابایی که تا روی رونشون می یاد و مقنعه و هد بند باید
فوتبال بازی کنند و با این وجود توی فیلم بازیهاشون مشخص بود که چقدر با مهارت
بازی می کنند .
از یه طرف
, جالب این بود که می گفت علی رغم اینکه مجبورن چند ماه تهران بمونند اما فقط ماهی
200 هزار تومان حقوق می گیرند . می گفت یکی از دخترای تیم ملی فوتبال بانوان پاش
ضربه خورده و برای عملش باید 2 میلیون و 500 هزار تومان خرج می کرده و فدراسیون
هیچ کمکی بهش نکرده . می گفت ساختن یه زمین فوتسال حرفه ای برای بانوان 50 میلیون
خرج بر می داره و این یک پنجم قرار داد خیلی از فوتبالیست های آقاست , اما هیچکس
حاضر نیست چنین خدمتی به ما بکنه . راستش به نظرم این بچه ها به معنای واقعی کلمه
از زن بودنشون دفاع می کنند و برای این کار هم هیچ چیزی رو بهونه نمی کنند. از این
به بعد می خوام برم بازیهاشون رو ببینم و تشویقشون کنم .
تذکر: تماشای فوتبال بانوان برای همه شهروندان
مجازه .
