دیشب تب فیلم دیدن گرفته بودمون . نصف شبی با ممد و سمان میلیونر زاغه نشین رو دیدیم و هر سه از فیلم خوشمون اومد. نمی دونم چرا اینقدر نقد بد روی این فیلم نوشته شده بود ؟! اگر چه انتقادات زیادی به ساختارش وارد بود اما بعید می دونم تماشاچی بعد از دیدن فیلم با نارضایتی از روی صندلی بلند بشه .
بعد هم این فیلمی که گلشیفته فراهانی با اون ابروهای قشنگش رو از سینمای ایران قاپید, دیدیم . ساعت 5 خوابیدیم و صبح _ اصلاح می شود , ظهر _ ساعت 1 رفتیم چیتگردوچرخه سواری کردیم . _ اصلاح می شود تلاش کردم دوچرخه سواری کنم _ محمود طفلکی پدرش در اومد تا ترس لعنتی کودکی من رو از دوچرخه و تصادف با دوچرخه بریزونه, خیلی هم موفق نبودd:
بعد هم برای اینکه ثابت کنیم کلا قاطییم , رفتیم سرخه حصار و بعد از ظهر رو هم اونجا به در کردیم .
شرق تهران رو برای گاهی دیدن دوست دارم . به عنوان یه بچه شهرستانی حیوونی توی این شهر پر از گرگd: وقتی معماری شرق و آدم های شرق رو می بینم , دلتنگیم برای خونه و مشهد کم می شه . شاید چون توی شرق خیلی از مجتمع های مسکونی و آپارتمان های خرکی خبری نیست . شاید چون هنوز بچه ها توی خیابون توپ بازی می کنند . شاید هم چون پشت پنجره خیلی از خونه ها گلدون گل داره.
یه چیز جالب توی تهران پارس می دونی چیه؟ اسم کوچه ها از 1 شرقی و ۲ غربی شروع میشه و تا 184 شرقی 185 غربی و... ادامه پیدا میکنه .انگار هیچ کس به خودش زحمت نمی ده برای خیابون ها اسم های قشنگ انتخاب کنه .